محمد تقي جعفري
59
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در ميان انبوه تمايلات و خواستههاى طبيعى ، مانند آب زلال در يك كوه خشك و پر صخره مىدرخشد ، بوسيلهء انسانهائى هشيار در ميان مستان در هر جامعه و در همهء دورانها ، همانند مشعلى فروزان در سر راه كاروان بشرى مىدرخشد و هر اندازه هم كه هواداران باطل درصدد خاموش ساختن آن مشعلها برآيند ، چون حق وابسته به مشيت خدا است ، قدرت نابود كردن حق را نخواهند داشت . گروه سوم از آيات پايدارى و ثبات حق را مطرح مىكند . اين آيات پايدارى حق را اصل اساسى گردش عالم هستى معرفى مىنمايد و باطل را كفهايى ناپايدار كه از اصطكاك ابعاد مادى انسانها با جهان طبيعت و همنوعانشان سر برمىآورد معرفى مىكند . گروه چهارم - آيات فراوانى است كه بروز حق بعنوان عامل تكامل انسانها را در ميدان زندگى در برهه هائى از زمانها بوسيلهء پيامبران و ظهور آيات الهى گوشزد مىكند . مفاد اين آيات اثبات مىكند كه حق يك پديدهء فيزيكى جارى در ارتباط آدميان با طبيعت و همنوعانشان نيست ، بلكه حق مربوط به تكامل انسانى عبارتست از آن اصل اساسى در زيربناى هستى كه بهره بردارى از آن ، به فعاليت قطب ذاتى انسانها نيازمند است . و خداوند متعال اين عامل تكامل را بوسيلهء عقول سليم و وجدانهاى آدميان و پيامبران و حكماء و ديگر پيشتازان مسير تكامل ، آشكار مىسازد . گروه پنجم - آياتى است كه مردم را به توصيهء حق به يكديگر دستور مىدهد . اين گروه از آيات هم دلالت روشن بر اين دارد كه گرايش بر حق و اجراى آن ، احتياج به تحريك و تعليم و تربيت دارد و حق چيزى نيست كه خود به خود بيايد و دست مردم را بگيرد و به اجبار آنانرا به تبلور دادن حق در حياتشان وادار بسازد . اگر در اين قاعدهء با اهميت دقت كنيم كه تبعيت از حق با هدفگيرى تكامل ، بدون آزادى و اختيار در انتخاب ، امكانپذير نيست . احتياج به تعليم